نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲۰ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بی جمالت در گلستان چاک چون گل می زنم

سینه را بر سوزن مژگان بلبل می زنم

سبزه بیگانه روی بیابان نیستم

خط یارم حلقه بر پهلوی سنبل می زنم

می کند خاموشی صیاد گیرا دام را

یار را از دور اگر بینم تغافل می زنم

سیدا سودا اگر مشک خطای نیستم

شانه مشاطه ام دستی به کاکل می زنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و زیبایی می‌پردازد. او از دلتنگی و اشتیاق خود برای معشوق می‌گوید و به وصف احساساتش می‌پردازد. با استفاده از استعاره‌ها و تصاویر زیبا، ابراز عشق و عاطفه خود را نشان می‌دهد. در این میان، سوز و گداز دل از دوری معشوق و زیبایی او را به تصویر می‌کشد. شاعر به شیوه‌ای هنرمندانه احساسات خود را بیان می‌کند و از عشق به عنوان نیرویی پر قدرت یاد می‌کند.