نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۹ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

سرمه آن روزی که از چشمت جدا خواهد شدن

استخوانت نرم همچون توتیا خواهد شدن

سنبلت از لشکر خط آورد رو در شکست

کاکلت از این پریشانی دو تا خواهد شدن

چشم بیمار تو خواهد ماند پهلو بر زمین

ابرویت در جستجویی متکا خواهد شدن

روی گندمگون تو آدم که سرگردان اوست

جانشین شمع کنج آسیا خواهد شدن

آهوی چشمت که در بیگانگی خو کرده است

در سراغ یک نگاه آشنا خواهد شدن

می شوی دیوانه از سودای خط زود زود است

چین دامانت تو را زنجیر پا خواهد شدن

پیکرت کز سبزه تر می کشد آزرده گی

زود باشد وقف نقش بوریا خواهد شدن

گو شتابی از نوای سیدا خواهی شنید

گلشنت روزی که بی برگ و نوا خواهد شدن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی پیش‌بینی و شرح حالت غم و جدایی است. شاعر به مماس شدن و نزدیک شدن به روزی اشاره می‌کند که معشوق او، به تدریج از زندگی‌اش دور خواهد شد. توصیفاتی از نرم شدن استخوان‌ها و زیبا بودن چشمان معشوق به فراموشی رفته و بیان می‌کند که به زودی شباهت‌ها و زیبایی‌هایی که او را مشخص می‌کردند، از بین خواهند رفت. همچنین شاعر به حالت دیوانگی و درد ناشی از جدایی اشاره کرده و بیان می‌کند که وقتی این اتفاق بیفتد، تمام زیبایی‌ها و جوانب خوب زندگی تنزل خواهند یافت و به نوعی حزن و اندوه در زندگی او حاکم خواهد شد. در نهایت، اشاره‌ای به ناامیدی و از دست رفتن شکوفایی که با جدایی به وجود می‌آید، وجود دارد.