نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴۴ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر به طوف خاکم آن عاشق نواز آید برون

از سر خاکم به جای سبزه ناز آید برون

رفت سوی خانه خود یار و من تا روز حشر

می نشینم بر امید آنکه باز آید برون

کار خوردان از بزرگان زود می گیرد رواج

شیشه از پیش خم می سرفراز آید برون

گر غمش از نام بگذارد قدم بر سینه ام

جان به استقبال او با صد نیاز آید برون

بسته ام در خدمت زلفش کمر چون سیدا

خضر کی از فکر این عمر دراز آید برون

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس عاشقانه و امیدواری شاعر به دیدار معشوق است. شاعر می‌گوید اگر محبوبش از خاک بیرون بیاید، او هم از خاک بلند خواهد شد. او به انتظار بازگشت یار خود نشسته و به یاد او زندگی می‌کند. شاعر همچنین به زود گذر بودن زندگی و تأثیر بزرگان بر زندگی خویش اشاره می‌کند. عشق و وابستگی به محبوب، جان او را پر از نیاز و امید کرده و زندگی‌اش را معنادار می‌سازد. در نهایت، شاعر در آرزوی دیدار یار و فرار از زحمات زندگی، دلتنگی و اشتیاق خود را بیان می‌کند.