شمارهٔ ۴۵ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز برق تیغ ابرویت فتاد آتش به کشورها
مه نو گشت میل آتشین در چشم اخترها
گرفتار تن خاکیست روح از پستی همت
به دام افتاده است این مرغ از کوتاهی پرها
ندارد مادر از تأدیب فرزند خود آسایش
صدف را سینه پر نم می گذارد حفظ گوهرها
نباشد رونقی در عهد ما کامل عیاران را
نهان در پرده زنگار گردیدند جوهر ها
ز نخل خشک آخر بهره می گیرند حق گویان
به مقصد می رساند واعظان را چوب منبرها
شود احوال من معلوم او از جبهه قاصد
بود مکتوب من منقوش بر بال کبوترها
به جای آب مردم بس که خون یکدگر خوردند
حباب آسا شدند از مغز خالی کاسه سرها
ز ارباب طمع خوان کریمان تخته بندی شد
کشادی نیست بر روی کسی دیگر از این درها
نباشد جز تردد روزیی دنیاپرستان را
به زیر بار ناکامی بمیرند آخر این خرها
به روی اهل عالم سفره خود پهن اگر سازی
شود روز قیامت بر سرت بر پای چادرها
گدازد خون گرمم سیدا مژگان خوبان را
به قتل من چو برگ بید می لرزند خنجرها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات و نگرانیهای شاعر درباره وضعیت جامعه و افراد در آن میپردازد. شاعر از زیبایی چشمان معشوقهاش و تأثیر آن بر کشورها صحبت میکند، اما در عین حال، غم و ناامیدی از وضعیت کنونی را نیز بیان میکند. او اشاره دارد که روح انسان در قید و بند دنیا و کمبود همتاش گرفتار است. مادران هم از تربیت فرزندان خود آرامش ندارند و جوهرهای ناب در اثر غفلت و فساد پنهان شدهاند. همچنین، اشارههایی به جنگ و خونریزی بین مردم و ناپایداری اوضاع اقتصادی و اجتماعی وجود دارد. در نهایت، شاعر با بیانی حسی از درد و رنج خود میگوید و به معضلهای موجود در جامعه اشاره میکند.