شمارهٔ ۴۶ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای ز رویت درگرفته شمعها در خانهها
انجمنها هر طرف از مرده پروانهها
یاد عمر رفته خود هرکه باشد میکند
نیست غیر از ذکر زلفش بر زبان شانهها
عشرت ایام در دوران ما شد منتهی
برنمیآید صدایی از لب پیمانهها
دست خشک اهل طمع را دست رد خواهد شدن
میکند مشاطه این نقل از زبان شانهها
در خیال صید اگر دامی فگندی بر زمین
سبز چون مژگان شود در چشم دامم دانهها
در چمن آهی گر از سرگشتگی بیرون کشم
آسیابی باد گردد بلبلان را خانهها
سیدا آرام از دنیاپرستان بردهاند
خواب راحت کردهام از دیده دیوانهها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تصویر کشیدن حال و هوای عاشقانه و غمناک شاعر میپردازد. شمعهایی که به خاطر زیبایی چهره محبوب روشن شدهاند و یاد پروانههای مردهای که به خاطر عشقشان سوختهاند، فضای اندوهگینی را ایجاد میکند. شاعر به یاد گذشته و لحظات شیرین ایام عیش میافتد و از سکوت لبهای پیمانهها میگوید که نشاندهندهی فقدان شادی است. او اشاره میکند که طمعکاران به راحتی نمیتوانند به آرزوهایشان برسند و در نهایت، از دنیای پرهیاهو و نامهربانی جدا شده و به آرامش فکر میکند. شعر به نوعی دعوت به تفکر در مورد عشق، زیبایی و غمخواری زندگی است.