شمارهٔ ۴۶۳ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به دریا کرده ام خو موج آبم می توان گفتن
به کف دارم سر بی تن حبابم می توان گفتن
به شاخ شعله دارم آشیان مانند پروانه
سمندر طینتم مرغ کبابم می توان گفتن
به باغ دهر چون شبنم ندارم خواب آسایش
چو اهل کاروان پا در رکابم می توان گفتن
به مردم می نمایم خویش را و لیک نابودم
در این صحرای بی پایان سرابم می توان
لباس فقر و طبع روشنی ای سیدا دارم
به زیر ابر پنهان آفتابم می توان گفتن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف حالت درونی و اجتماع شاعر میپردازد. شاعر میگوید که در دنیای آشفته و بیثباتی زندگی میکند و با وجود نمای ظاهری، در عمق وجودش احساس ویرانی و تنهایی دارد. او خود را همچون موج آب، حباب، پرندهای در آتش، و کسی با لباس فقر توصیف میکند که تحت فشار و ناامیدی زندگی میکند. علاوه بر این، او نمیتواند به راحتی آرامش و خواب آسایش را احساس کند و همواره در پی روشنایی و حقیقت است، حتی اگر در سایهای از بیثباتی و نابودی قرار داشته باشد.