نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶۷ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

اگر یک دم شود خالی ز موج می سبوی من

نفس چون حلقه های دام پیچد بر گلوی من

هوای کوچه گردی نیست فرزند مرا بر سر

نمی آید به بیرون از حریم غنچه بوی من

مرا یک ره نمی آید به بر سرو روان او

ثمر هرگز نمی بندد نهال آرزوی من

دهد با تشنگان آب خدایی ساغر خشکم

شوند آسوده خلق از سایه نخل کدوی من

ز خود رم خورده در دام فریب کس نمی افتد

مشو ای گردباد آشفته بهر جستجوی من

گل رعنا برد رشک خزان و نوبهارم را

نمی سازد ز یکدیگر جدایی رنگ و بوی من

ز صحبت دست شستم روی تا در خلوت آوردم

طهارت می کنند این قوم با آب وضوی من

زبان خامه ام ای سیدا تا شعله افشان شد

به خود چون موی آتشدیده می پیچد عدوی من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات شاعر درباره تنهایی و جدایی می‌پردازد. او با استفاده از تصاویر طبیعی، همچون موج، گل، و نخل، حسی از خشکی و بی‌احساسی را به تصویر می‌کشد. شاعر از حسرت و آرزوهایش می‌گوید که هرگز به ثمر نمی‌رسند و در عین حال نگران آسیب‌هایی است که از سوی دیگران به او می‌رسد. او همچنین به انتظارات و ناامیدی‌هایش اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که این جدایی رنگ و بوی او را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد. در نهایت، با اشاره به نقاشی کلامی و حساس درونی‌اش، شاعر نشان می‌دهد که چگونه احساساتش می‌تواند همچنان در برابر چالش‌ها مقاومت کند.