نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷۷ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

مجلس افروزیی رخساره نیکویت کو

کاکل افشانی آن قامت دلجویت کو

طایر ناوک مژگان تو پر ریخته شد

قادر انداز کمانداریی ابرویت کو

لیلی حسن تو چادر شب خط پوشیده

اضطراب دل مجنون سر کویت کو

دو جهان بود شهید نگه جادویت

فتنه نرگس مردمکش جادویت کو

آنکه از هیچ سبب رام نمی شد به کسی

ناشده رام کس آن تندی آهویت کو

آب می کرد به نظاره دل مردم را

پادشاهانه نظر کردن آهویت کو

حرف پهلوزده می گفت همه عمر به ما

آنکه چون بند قبا بود به پهلویت کو

می کشیدی به یک انداز کمان همه کس

قامتت گشت کمان قوت بازویت کو

خوی بیگانه وشی پیش گرفتی ورنه

سیدا از دل و جان بود دعاگویت کو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت یک معشوق می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و نمادین، ویژگی‌های ظاهری و تاثیرگذار معشوق را به تصویر می‌کشد. او از چهره زیبا، مژه‌های همچون کمان و ابروهای دلربا صحبت می‌کند و به احساسات عمیق خود نسبت به معشوق اشاره می‌کند. همچنین، شاعر به رفتارهای معشوق اشاره می‌کند که حسرت و اضطراب به دل عاشق می‌اندازد و به قدرت و تاثیر نگاه او بر دیگران تأکید می‌کند. در نهایت، شاعر از عشق و دعا برای معشوق صحبت می‌کند و به این مسئله می‌پردازد که چگونه این عشق می‌تواند بر زندگی او تأثیر بگذارد.