شمارهٔ ۴۷۸ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای سرمه صید کشته چشم سیاه تو
باشد کمند گردن آهو نگاه تو
سیلی زند خرام تو موج سراب را
صیاد را فریب دهد جلوه گاه تو
از دست برد شبنم آفت منزه است
چون برگ غنچه دامن عصمت پناه تو
عمریست همچو چشم گدا کوچه باغها
ایستاده اند منتظر گرد راه تو
طفلان بی پدر هوس تاج زر کنند
دل بسته است غنچه بطرف کلاه تو
از بس که انتظار هلاکم چو سیدا
چشمم شدست جوهر تیغ نگاه تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت چشمها و نگاه معشوق پرداخته است. شاعر با استفاده از تمثیلها و تشبیهات مختلف، ناز و فریبندگی معشوق را توصیف میکند و از تأثیر عمیق آن بر دل و جان خود میگوید. او به انتظار و حسرتی که به خاطر دوری معشوق دارد اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه زیبایی معشوق باعث دلزدگی و آزردگی او شده است. در نهایت، شاعر از آرزوهای خود و امید به وصال معشوق سخن میگوید.