نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۸۶ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

پیچیده با نگاهم از سیر باغ بی تو

از سینه ام چو لاله گل کرده داغ بی تو

پروانه ام نشسته بیرون در چو کوران

فانوس من ندیده روی چراغ بی تو

تو می کشی به اغیار من با دو چشم خونبار

تو خوش دماغ بی من من بی دماغ بی تو

چون گل تمام زخمم دارم سری به ناصور

الماس پاره ها را سازم سراغ بی تو

گلبانگ عندلیبان از نوحه گر دهد یاد

ماتم سرا نماید از دور باغ بی تو

آید تبسم تو هر گه به خاطر من

پیمانه نمک را ریزم به داغ بی تو

هر کس ز هند آید پرسم ز خط و خالت

خود را دهم تسلی برگشت زاغ بی تو

ای غنچه سیدا را سیر چمن مفرمای

باشد سر بریده گلهای باغ بی تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به غم و دلتنگی از محبوبی می‌پردازد که در کنار او نیست. او احساس تنهایی و درد را به تصویر می‌کشد و برای نبودن محبوبش به طبیعت و زیبایی‌های آن اشاره می‌کند. داغ این جدایی در وجودش مانند زخم عمل می‌کند و گویی هیچ چیز نمی‌تواند جای خالی محبوب را پر کند. او به یاد خاطرات شیرین و لبخند محبوبش دچار حسرت می‌شود و هر یادآوری از او به جای شادی، شعله‌ای از درد را در دلش زنده می‌کند. همچنین، در پایان نگاهی به زیبایی و گل‌های باغ به نسبت فقدان محبوبش دارد و از بی‌مغزی و بی‌حالی‌اش در غیاب او سخن می‌گوید.