شمارهٔ ۴۹۳ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
افتاد بر سر من سودای کاکل تو
چون بوی سنبل افتم در پای کاکل تو
گرد سر تو گردم بهر امیدواری
شد مدتی که هستم جویای کاکل تو
چون بوی نافه نبود آرام در دماغم
دارد مرا پریشان غمهای کاکل تو
دل را که کوه قاف است در پیش او پر کاه
آویخته به یک مو ایمای کاکل تو
شبها به یاد زلفت پیچد به خود چو زنجیر
چون سیدا کسی نیست شیدای کاکل تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تمایل و عشق سراینده به زیبایی و جذابیت موی معشوق اشاره دارد. او به شدت تحت تاثیر زیبایی کاکل معشوقش قرار گرفته و این موضوع باعث پریشانی و غم در دلش شده است. سراینده در تلاش است تا از این زیبایی الهام بگیرد و به امید دیدار دوباره آن، به دنبال موی معشوق میگردد. شبها نیز به یاد زلف او بیقرار است و احساس تنهایی میکند. به طور کلی، شعر حالت عشق و دلتنگی عمیق را به تصویر میکشد.