شمارهٔ ۵ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
شاد کن از وصل یارب جان افگار مرا
صحت کامل عنایت ساز بیمار مرا
چون کمان روزی که پشت من ز پیری خم شود
حلقه گوش جوانان ساز گفتار مرا
چشم زارم را مطیع نفس بی پروا مکن
بر سرم ویران مگردان خار دیوار مرا
از خط رخسار خوبان آب ده مژگان من
در کنار سنبل تر سبز کن خار مرا
سنگ را چون لعل کردی در ترازویم ز لطف
ساز از خورشید رویان گرم بازار مرا
قطره یی از باده توحید در جامم بریز
راست کن همچون نهال سرو رفتار مرا
سینه ام را همچو روی ساده رویان صاف کن
خانه آئینه گردان طبع هموار مرا
شست و شویی ده به آب رحمت خود هر سحر
از سیاهی چون لباس صبح دستار مرا
از غمش عمریست آرامی ندارم چون سپند
بر سر لطف آر آن نامهربان یار مرا
بر سر بازار آن روزی که بگشایم دکان
چشم انصافی بده یارب خریدار مرا
بر سر خوان تو روی آورده ام چون سیدا
روزی موران مکن کلک شکربار مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره درخواست مدد از خداوند برای شفا و آرامش روحی سروده شده است. شاعر از خدای خود میخواهد که به او پیوندی شاداب ببخشد و بیماریاش را درمان کند. او از پیری و کاهش قدرت بدنی میگوید و درخواست میکند که جوانی و شادابی به او بازگردانده شود. شاعر همچنین تقاضای زیبایی و لطافت از محبوبان را دارد و خواستار نوشیدن باده توحید و صفا در زندگیاش است. او به رحمت خداوند اشاره میکند و امید دارد تا از تاریکی به روشنی و آرامش برسد. در نهایت، از خدا میخواهد در روزی که به ثروت و موفقیت میرسد، لطف و انصافی به او عطا کند.