شمارهٔ ۸ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای محو رنگ و روی تو جان خراب ما
پروانه چراغ تو مرغ کباب ما
از سنگ سرمه زیر سر ماست بالشی
ای شوخ چشم آمده یی تا به خواب ما
موی سفید پخته کند حرص خام را
چون آفتاب گرم بود ماهتاب ما
ما با وجود قامت خم مست غفلتیم
پیچیده موج باده به رگهای خواب ما
عاشق به وعده دادن جان می کند وفا
دام فریب نیست به موج سراب ما
چشم طبیب چشمه سیماب می شود
انگشت اگر نهد برگ اضطراب ما
بحر محیط بیش ز یک کاسه آب نیست
گرداب در تلاش بود با حباب ما
این رشته ها که چرخ به گوهر کشیده است
شیرازه گسسته بود از کتاب ما
از بس که در قملرو فهم امتیاز نیست
شد زیر مشق ما ورق انتخاب ما
از صندل است ساغر ما بس که سیدا
درد سر خمار ندارد شراب ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و عشق میپردازد و احوال عاشق را در مقابل محبوب توصیف میکند. شاعر از دلبستگی خود به محبوب میگوید و تعبیراتی از شدت احساس و عشق را بیان میکند. او اشاره دارد که وجود محبوب در خواب و خیال اوست و این عشق مانند پروانهای به دور شمع میگردد. در این شعر، تضادهایی مانند خواب و بیداری، حقیقت و سراب، و همچنین درد و لذت در عشق به تصویر کشیده شده است. شاعر با استفاده از تشبیهها و تصاویر زیبا، عمق احساسات عاشقانهاش را به نمایش میگذارد و نشان میدهد که عشق، با تمام پیچیدگیها و مشکلاتش، همچنان شیرین و پرارزش است.