نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز بیتابی گریزانست جان دردمند ما

نشیند چار زانو بر سر آتش سپند ما

ندارد امتداد افغان جان دردمند ما

بود مد نگاه برق فریاد سپند ما

کدام آهو نگه امروز می آید درین صحرا

که از خمیازه لبریز است آغوش کمند ما

به آتشخانه داغ دل ما می زند دامن

لب خود هر که بگشاید چو گل از بهر پند ما

گریبان چاک دارد داغ سر تا پای گلها را

به محمل می زند پهلو لباس شه پسند ما

به گوش ما ز اعضا ناله زنجیر می آید

نفس بیرون برآید همچو نی از بند بند ما

به تلخی می توان کردن شیرین کام عاشق را

ز شهد زهرخند اوست حلوای به قند ما

وجود ما ندارد سیدا از سایه کوتاهی

نماید بر زمین هموار دیوار بلند ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از درد و رنج جان خسته‌اش سخن می‌گوید. او به تصویر کشیدن حس عمیق ناامیدی و ناراحتی پرداخته و به آتش احساسات درونی‌اش اشاره می‌کند. او به دنبال آرامش و زیبایی در دنیای پر از درد و رنج خود است و به تلخی و شیرینی زندگی عاشقانه‌اش می‌پردازد. شاعر در نهایت به محدودیت‌های زندگی اشاره کرده و بر تکیه بر امید و زیبایی‌ها تأکید می‌کند.