شمارهٔ ۵۰ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خال لبت نشانده در آتش خلیل را
زلف تو بسته بال و پر جبرئیل را
ارباب حرص اهل طعم را خورد به چشم
باشد حلال خون گدایان بخیل را
سیلاب گریه کوه گنه را برد ز جا
فرعون سد ره نشود رود نیل را
از صورت بزرگ مروت طمع مدار
تنگ آفریده دست قضا چشم پیل را
تدبیر عقل راه نیابد به کوی عشق
سازند منع بی سند اینجا دلیل را
از وصل یار کام گرفتیم سیدا
بردیم زین محیط در بی عدیل را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مضامینی همچون عشق، دنیا و اخلاق اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و استعارات قوی، به توصیف محبت و زیباییهای عشق میپردازد. او به تضادهای انسانی مانند حرص و بخل اشاره میکند و از قدرت عشق در برطرف کردن مشکلات و موانع صحبت میکند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که در این دنیا باید از عواطف واقعی و انسانی سرشار باشیم و عشق را در زندگی خود گرامی بداریم.