نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۱۳ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

جانب کلبه‌ام ای ماه‌جبین آمده‌ای

آفتابی به تماشای زمین آمده‌ای

زاهد و مست به دنبال تو زنار به دوش

بهر تاراج دل و غارت دین آمده‌ای

شده از نکهت گل خاطرت آشفته‌دماغ

از تماشای چمن چین به جبین آمده‌ای

مست و خنجر به کمر قصد هلاکم داری

می‌توان یافت که از بهر همین آمده‌ای

زلف پیچیده به خط کاکل مشکین به میان

بار بربسته چو سوداگر چین آمده‌ای

از کلامت شده هنگامه من کان شکر

سوی بزمم به لبان شکرین آمده‌ای

خط برآورده و دل‌پرسی من می‌سازی

به سر من به دم بازپسین آمده‌ای

سیدا ورد زبان نام تو را کرده چرا

زهر را کرده نهان زیر نگین آمده‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق می‌پردازد. شاعر از حضور محبوبش در کلبه‌اش سخن می‌گوید و به وصف چهره دلربا و خاصیت‌های او می‌پردازد. او زاهدانی را که در جستجوی این معشوق هستند، توصیف می‌کند و بیان می‌کند که معشوق با خود شوری و هیجان آورده است. شاعر در میانه توصیف، اشاره به جنبه‌های عاشقانه و خطرناک عشق دارد، چرا که معشوق همزمان می‌تواند جذاب و ویرانگر باشد. او همچنین با رمز و راز به قدرت کلام معشوق و تأثیر آن اشاره می‌کند و در نهایت به اهمیت نام محبوبش در زندگی‌اش اشاره می‌کند. به طور کلی، شعر حال و هوای عاطفی و زیبایی‌شناسی عمیقی را نقل می‌کند.