شمارهٔ ۵۱۴ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
مرا در کشور تسلیم یارب تاج شاهی ده
به بحر و بر اگر افتم کباب از مرغ و ماهی ده
دل تاریک من از شعله جواله روشن کن
چراغ خانه ام زان ماهرویی خیرگاهی ده
مزین کن ز سودای لباس فقر دوشم را
سر سودائیم را نازشی بر کج کلاهی ده
تهیدستی اگر بر حرف بگذارد انگشتی
چو نی لبریز گردان از فغان رنگ جاهی ده
به زیر بار محنت سیدا کوه تحمل شو
چو ایوب پیمبر تن به تقدیر الهی ده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از خداوند طلب میکند که او را در کشور تسلیم قرار دهد و تاج شاهی به او عطا کند. او خواستار آن است که در هر دو دنیای مادی و معنوی، برکاتی به او داده شود. شاعر از خدا میخواهد که دل تاریکش را روشن کند و خانهاش را با نور یک چهره زیبا مزین سازد. همچنین، او به فقر و کمبودهایش اشاره میکند و از خدا تقاضای ناز و محبت دارد. شاعر از تحمل سختیها و مشکلات زندگی سخن میگوید و از خداوند میخواهد که همچون پیامبر ایوب، به او قدرت پذیرش تقدیر الهی را عطا کند.