نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۲۰ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در دلم افتاده همچون لاله داغ تازه‌ای

خانه‌ام گردیده روشن از چراغ تازه‌ای

غنچه پژمرده امید من گل کرده است

ای نسیم صبحدم دارم دماغ تازه‌ای

سیر گلزار ارم را از نظر افگنده‌ام

خورده چشمم آب تا از روی باغ تازه‌ای

دیده را از بهر پابوسش تسلی می‌دهم

هر زمان از خویش می‌سازم سراغ تازه‌ای

سیدا تا دامن محشر نمی‌آیم به هوش

خورده‌ام تا می چو منصور از ایاغ تازه‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار احساسات عاطفی و دگرگونی‌های درونی خود را بیان می‌کند. او با مقایسه احساساتش با لاله‌ای داغ، از تغییرات در زندگی‌اش و شعف جدیدی که تجربه می‌کند صحبت می‌کند. خانه‌اش روشن و پرنور شده و امیدی که قبلاً پژمرده بود، حالا دوباره شکوفا شده است. شاعر به نسیم صبح اشاره کرده و از تازگی و سرزندگی‌اش می‌گوید. همچنین با معشوقش ارتباط عمیقی دارد و در انتظار دیدار اوست. در نهایت، از غم و شادی‌هایش و تاثیر عشق بر زندگی‌اش سخن به میان می‌آید.