نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۲۱ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

برده در پیری دل از دستم جوان تازه‌ای

بنده خود را خدا دادست جان تازه‌ای

ابرو و مژگان شوخش کار یکدیگر کنند

ترکش او را بود تیر و کمان تازه‌ای

قمریان را طوف گردن فوطه زاری شده

آمده در بوستان سرو روان تازه‌ای

می‌نویسم هرشب از هجران او طومارها

می‌کنم هر روز انشا داستان تازه‌ای

با تو نو دل داده‌ام زینهار آرامم مده

می‌شود خوشدل کریم از میهمان تازه‌ای

از نی کلکم شکر ریزد به توصیف لبت

طوطیی این بوستان دارد زبان تازه‌ای

از لب من عمرها شد می‌چکد آب حیات

تا گرفته بوسه‌ام کام از دهان تازه‌ای

چون نسیم امروز بیرون کرده از کنج قفس

بلبل ما را هوای آشیان تازه‌ای

بر سر دست تماشا جای داده سیدا

آمده این شاخ گل از بوستان تازه‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عاشقانه و زیبایی‌های عشق می‌پردازد. شاعر به جوانی و تازگی عشق اشاره می‌کند که در پیری به او دست یافته است. او از زیبایی‌های معشوقش می‌گوید و اینکه هر روز به یاد او چیز جدیدی می‌نویسد. شاعر ضمن بیان احساساتش از دل‌تنگی و هجران نیز سخن می‌گوید و نگران است که معشوقش او را ترک کند. در نهایت، به شکوفایی و زیبایی‌های زندگی و عشق اشاره می‌کند که همچون گل‌ها در بوستان است و احساس شادی و شگفتی را به ارمغان می‌آورد.