شمارهٔ ۵۲۳ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای سرو مایل قد دلجوی کیستی
خم گشته از تصور ابروی کیستی
چون غنچه سر به جیب تفکر نهاده یی
چون گل دریده پیرهن از بوی کیستی
هر سو چو باد صبحدم آشفته می روی
در جستجوی نکهت گیسوی کیستی
نبشته بر رخ تو غباری ز مشک ناب
امروز خاکمال ز هندوی کیستی
آرام چون سپند نداری به هیچ جای
ای آفتاب سوخته روی کیستی
سر در پی غزال تو دارند آهوان
تو خود فریب خورده آهوی کیستی
شبها به دیده خواب نداری چو سیدا
قربان شوم بگوی دعاگوی کیستی!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی زیبایی و جذابیت یک دختر است که شاعر کنجکاوی و شوق خود را نسبت به او ابراز میکند. شاعر از او میپرسد که کیستی و از چه دلیلی دلنشین و زیبا شدهای. او به تشبیهات مختلفی مثل غنچه، گل و آفتاب اشاره میکند و به وضوح نشان میدهد که این دختر چقدر بر دلها تاثیر میگذارد. شاعر همچنین به حالتهای درونی خود و جستجوی عشق اشاره دارد و نهایتا آرزو میکند که او پاسخ دهد و خود را معرفی کند.