شمارهٔ ۵۲۴ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هر کوچه باغ دیده ام ای گل خوش آمدی
جوش بهار خانه بلبل خوش آمدی
از خون عاشقان شده کوی تو لاله زار
ای ارغوان ز کشور کابل خوش آمدی
جان می دهیم و نیم نگاهی نمی کنی
بر کف گرفته تیغ تغافل خوش آمدی
از دیدن تو گشت پریشانیم زیاد
ای شانه بهر پرسش کاکل خوش آمدی
گنجینه خانه تو بود چشم سیدا
پیچیده رخت خویش چو سنبل خوش آمدی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به استقبال یک گل زیبا میرود و با زبان عاشقانه از زیباییهای بهار و عشق صحبت میکند. او به معشوق خود که نماد زیبایی و عشق است، خوش آمد میگوید و از تاثیر عمیق وجود او بر دل و جان عاشقان سخن میگوید. شاعر از تنگی و دلتنگی خود به خاطر عدم توجه معشوق شکایت میکند و عشق و زیبایی او را مانند گنجینهای گرانبها میداند. در نهایت، فضایی شاعرانه و احساسی در شعر حاکم است که نشاندهنده شور و شوق عاشقانه است.