نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۲۵ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای شمع بر سر من گریان خوش آمدی

چشم و چراغ شام غریبان خوش آمدی

چون برگ لاله داغ مرا تازه ساختی

ای شاخ گل به سیر گلستان خوش آمدی

زخمم نوشته بود به ناصورنامه یی

هان ای طبیب از پی درمان خوش آمدی

نظاره ام ز شوق نگنجد به پیرهن

چون گل گشاده چاک گریبان خوش آمدی

چشم من از جمال تو امروز روشن است

ای توتیای دیده حیران خوش آمدی

بر دامن تو تا نرسد دست آرزو

مانند سرو برزده دامان خوش آمدی

باشد فدای مقدم تو جان سیدا

ای تیز کرده خنجر مژگان خوش آمدی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با بیان احساساتی عمیق و عاشقانه، به معشوق خود خوشامد می‌گوید. او با تشبیهات زیبا از شمع، گل و طبیب، به زیبایی و تاثیر معشوق بر زندگی‌اش اشاره می‌کند. شاعر از درد و زخم‌های خود می‌گوید و چشمانش که از زیبایی معشوق روشن شده است. او در نهایت به عشق و ارادت خود نسبت به معشوق تاکید می‌کند و ابراز می‌دارد که ورود او به زندگی‌اش باعث روشنی و شادی شده است.