شمارهٔ ۵۴۱ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چون غنچه گر به جیب تأمل فرو روی
در رنگ و بوی همچو رگ گل فرو روی
رزق تو را کنند گهرهای آبدار
گر چون صدف به بحر توکل فرو روی
در حشر بی رفیق مرو جانب صراط
ترسم که پا نهی به ته پل فرو روی
تمکین تو را چو نیست مکن بزرگی طلب
چون کوه زیر بار تحمل فرو روی
آواز خود بلند در این بوستان مکن
از شاخسار ناله چو بلبل فرو روی
شبنم صفت بکن به چمن مشق شبروی
خواهی که در میان ز رو گل فرو روی
از زلف بخت من گره ای شانه باز کن
تا چند در تصور کاکل فرو روی
گر بگذری به باغ به یاد مزلفان
تا سینه در میانه سنبل فرو روی
ای سیدا ز تیغ نگاهش مپیچ سر
ترسم به زیر تیغ تغافل فرو روی!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان مسائل و نکات اخلاقی و اجتماعی میپردازد. شاعر با استفاده از تشبیهها و نمادها، به خواننده توصیه میکند که در زندگی با تأمل و اندیشه عمل کند و از جستجوی بیجا و بزرگنمایی خودداری کند. او به زیبایی و ظرافت زندگی اشاره میکند و از اهمیت خودآگاهی و دوری از غرور میگوید. همچنین، به خطرات ناشی از بیپروایی و عدم توجه به عواقب اشاره دارد و به انسانی که در تلاش است تا از زیباییهای زندگی بهرهبرداری کند، توصیه میکند که در میان گلها و زیباییها به سادگی و متانت زندگی کند. در نهایت، به احتیاط در برخورد با دیگران و تأثیرات نگاهها بر انسان اشاره میشود.