نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴۷ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

همچو گل کیسه لبالب ز درم می آیی

لب پر از خنده چو ارباب کرم می آیی

نقش پای تو مرا قبله نما می گردد

همچو آهو ز بیابان حرم می آیی

نرگس از دیدن رخسار تو دیوانه شود

ای پریرو ز گلستان ارم می آیی

می چو در شیشه رود بحر عطا جوش زند

مست در پیرهن برگ کرم می آیی

از غم ابرویت ای ماه هلالی شده ام

می روی از سر بالینم و کم می آیی

همره غیر ز پیش نظرم می گذری

تا کی ای عربده جو بهر ستم می آیی

سیدا هر نفس از خویش فنا می گردد

باز برگشته ز صحرای عدم می آیی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی زیبایی و جذابیت معشوق است. شاعر با استفاده از تشبیه‌ها و تصویرسازی‌های زیبا، حضور معشوق را به شکلی مدهش و دلنشین توصیف می‌کند. او از لبخند و شادابی معشوق می‌گوید که مانند گل و کرم است و نقش پای او را به عنوان قبله‌نما می‌بیند. شاعر همچنین به دیوانگی نرگس از دیدن معشوق و همچنین حس درد و غمی که از ابروی او دارد، اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر به گذر معشوق از کنار خود و احساس بی‌کسی‌اش اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که به شدت تحت تاثیر وجود او قرار گرفته است.