شمارهٔ ۶۴ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع)
ای بهار لطف تو آبروی بستانها
از تو دامن پر گل خار در بیابانها
ای کبابت ابراهیم وی هلاکت اسماعیل
مستعد قربانی در تن همه جانها
صبح صادق و کاذب بر در تو میآیند
بر امید احسانت پهن کرده دامانها
چشم بر رهت دارند کوچهباغها امروز
از دوروی صف بسته در چمن خیابانها
ساغر تهیدستی عمر میکند افزون
چرخ سرنگون کاسه بگذرانده دورانها
ساغر گل از شبنم چشمه حیات آمد
سروها خضرگویان در کنار بستانها
قصر روزگار آخر خاک بر سرت ریزد
چند سازی ای غافل خواب زیر ایوانها
زلف دلبران گردد بر رگ زمین پیوند
عاقبت شود پامال سبزهای مژگانها
دشمنان عاجز را پایمال نتوان کرد
ترکش پر از تیر است شیر را نیستانها
کشکشان سوی لیلی برده عشق مجنون را
طوق بندگی باد چاک در گریبانها
سیدا خط و زلفش قصد دیدنت دارند
خانه را بکن جاروب آمدند مهمانها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی بهار و لطافت آن اشاره میکند و از گلها و زیباییهای بستانها سخن میگوید. او به نیروهای طبیعی و تغییرات زندگی توجه میکند و از بیثباتی روزگار و غفلت انسانها میگوید. شاعر بر اهمیت عشق و فراق، و همچنین ارتباط انسانها با یکدیگر تأکید میکند و به میهمانانی که به خانه میآیند اشاره میکند. در کل، شعر حس زیباییشناختی بهار و نگرانی از گذر زمان و ناپایداری زندگی را به تصویر میکشد.