شمارهٔ ۶۶ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به شمع بزم امشب عرض کردم خامه خود را
به بازوی پر پروانه بستم نامه خود را
چو گل در قلزم خون زد مرا سودای عریانی
به شاخ شعله آخر پهن کردم جامه خود را
درین گلشن دماغم خشک شد از بوی نومیدی
کشیدم در گریبان غنچه آسا شامه خود را
یکی بهر خدا ننهاده یی بر خاک پیشانی
بزن ای زاهد اکنون بر زمین عمامه خود را
چو شمع ای سیدا از هستی خود چشم پوشیدم
به یک مژگان زدن بر هم زدم هنگامه خود را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر در فضایی عاطفی و نمادین، احساسات و تفکرات خود را بیان میکند. او به شمع بزم اشاره میکند و از تلاش خود برای ابراز عشق و احساسات سخن میگوید. نماد پروانه و شمع به جذابیت عشق و فداکاری اشاره دارد. شاعر همچنین به ناکامی و حس نومیدی در زندگی اشاره میکند و از خواست خود برای تغییر و رهایی از ناملایمات میگوید. به زاهدان اشارهای میکند که به او پیشنهاد میکنند بر خاک افتد و از دنیا رها شود. در نهایت، شاعر با اشاره به قدرت عشق، از توانایی خود برای دگرگون کردن وضعیت و جلب توجه سخن میگوید. در مجموع، شعر به بیان روحیه عاشق و جستجوی آزادی و رهایی از قید و بندها پرداخته است.