شمارهٔ ۶۷ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خدایا تازه کن چون شمع مغز استخوانم را
توانایی کرم فرمای جسم ناتوانم را
نهالم را خزان کردست ایام کهنسالی
شکفتن ها کرامت ساز شاخ ارغوانم را
قد خم گشته یی دارم الهی دستگیری کن
نگه دار از کشاکش های بازوها کمانم را
پی مدح و ثنایت چون قلم عمریست سرگرمم
مشوی از حفظ نام خویش طومار زبانم را
لب خود را کنم چون لعل پرخون از پشیمانی
تهی دستی مده از گوهر دندان دهانم را
تن افسرده را احیا نمودن از تو می آید
به سرسبزی مبدل کن خزان بوستانم را
متاعی چند جمع آورده ام از مصرِ خرسندی
مکن پوشیده از چشم خریداران دکانم را
مرا چون سیدا در باغ عالم سرفرازی ده
میان عندلیبان سبز گردان آشیانم را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از خداوند درخواست renovación و کمک میکند. او احساس خستگی و ناتوانی میکند و درخواست دارد که خداوند او را از این حالت رهایی بخشد. شاعر به سن و سال خود و تغییراتی که در زندگیاش ایجاد شده اشاره میکند و از خدا میخواهد که به او قوت و زندگی تازهای ببخشد. همچنین، او به ارزشهای معنوی و روحی اشاره میکند و از خدا میخواهد که نام و مقام او را حفظ کند. در نهایت، شاعر خواهان پایداری و عزت در زندگی است و آرزو دارد که در میان زیباییهای زندگی، سرفراز و خوشبخت باشد.