شمارهٔ ۷۰ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
از خزان محفوظ کن یارب گلستان مرا
آب ده از جویبار خضر بستان مرا
بند بند من ز سستی از پی پاشیدنیست
استخوان بندی کرم فرما نیستان مرا
کلبه ام را ماهتابی ده ز نور معرفت
روشن از صبح سعادت کن شبستان مرا
تندرستی و حیات و قوت طاعت بده
پر ز نعمت های الوان کن سر خوان مرا
همچو گل سودا حواسم را مشوش کرده است
جمع کن چون غنچه اوراق پریشان مرا
پنجه ام را کامیاب از دامن امید کن
دور کن ازدست نومیدی گریبان مرا
نامه ام را شستشویی ده ز دریای کرم
کرده چشمم حلقه گرداب دامان مرا
بندگان نام تو را خوانند ستارالعیوب
روز محشر هم بکن پوشیده عصیان مرا
ای شفاده با تو روی آورده ام چون سیدا
درد را چون داده یی خود ساز درمان مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درخواستهایی از خداوند را بیان میکند. شاعر از خدا میخواهد که او را در برابر خطرات زندگی محافظت کند و به او نعمتها و سلامتی عطا کند. او به نور معرفت و سعادتی که به کلبهاش روشنایی بخشد، اشاره میکند و از خداوند میخواهد که حواسش را که شبیه گل پریشان است، مرتب کند. همچنین به امید و دوری از ناامیدی اشاره میکند و از خدا میخواهد که او را در روز محشر از گناهان پوشش دهد. در نهایت، شاعر از خدا به عنوان شفادهنده یاد میکند و از او میخواهد که دردهایش را درمان کند.