نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۳ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

یارب از دارالشفای خود دوایی ده مرا

دردمندم مرحمت فرما شفایی ده مرا

بهر طاعت گوشه محراب را منزل کنم

پیر صاحبدل کن و پشت دوتایی ده مرا

ناتوانم همچو باد صبح صرصر می رود

از نهال گلشن صحبت عصایی ده مرا

تندرستی کرده است از چشم زار من وداع

از لباس عافیت یارب قبایی ده مرا

غنچه خسبم با لب پرخنده برخیزم ز جا

همچو گل از سینه باغ دلگشایی ده مرا

لطف کن بر ناله ام تأثیر ای صاحب کرم

بر اجابت مقترن دست دعایی ده مرا

بر قبای خود نگنجد غنچه از فیض نسیم

تا ببالد پیکرم بر خود هوایی ده مرا

تا به خاک آستان دوستانت رو نهم

ای دلیل رهنمایان رهنمایی ده مرا

عمر خود را صرف بر حمدت کنم چون سیدا

بلبل گلزار صحبت کن نوایی ده مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از خداوند درخواست می‌کند که به او آرامش و شفا ببخشد. او از درد و ناتوانی خود به معبودش شکایت کرده و خواستار کمک و راهنمایی است. شاعر می‌خواهد که بتواند به عبادت و خدمت به خداوند بپردازد و از سرزندگی و شادی بهره‌مند شود. او همچنین به زیبایی و لطافت گل‌ها اشاره می‌کند و آرزو دارد که زندگی‌اش پر از نشاط و طراوت باشد. در نهایت، شاعر امید دارد که عمر خود را در ستایش و ذکر خداوند سپری کند.