شمارهٔ ۷۶ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
گرفتم گوشهای امروز از درها دویدنها
کمان حلقه شد پشت عصایم از خمیدنها
چو گل از سفره ارباب دولت خون دل خوردم
نصیب من نشد چون غنچه غیر از لب گزیدنها
قناعت پیشگان لب تر نمیسازند از دریا
نیفتد ماهی تصویر در دام تپیدنها
به یک پرواز کردن در قفس انداختم خود را
بحمدالله که فارغبالم از بیجا پریدنها
نمیسازد گرانپایی طمع را کنده زانو
حریفان را برد در چاه زندان آرمیدنها
ز کار افتاده است انگشتها چون پنجه شانه
شکسته تا به بازو ستم از دامن کشیدنها
ز اهل روزگار ای سیدا نشنیدهام حرفی
گرانی میکند امروز گوشم از شنیدنها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از حس تنهایی و رنجی که در زندگی احساس میکند صحبت میکند. او به نشانههای رنج و دردی که در طول زمان متحمل شده، اشاره میکند و به تجربههای تلخی که از دیگران و محیط اطرافش داشته، میپردازد. شاعر بر این نکته تأکید دارد که انسانها معمولاً با قناعت و عدم آرزو به زندگی ادامه میدهند و در دامهای مختلف گرفتار میشوند. او همچنین به محدودیتها و قید و بندهای اجتماعی اشاره میکند که باعث میشود فرد نتواند به آرزوهایش برسد. در نهایت، شاعر از کمشنیدن و بیتوجهی به احساساتش در دنیای امروز گله میکند.