شمارهٔ ۷۵ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای چمن آرا خزان گشتم بهاری ده مرا
سبز گردان همچو سرو، برگ و باری ده مرا
چون خضر گردان مرا میراب آب زندگی
گلشنم تا سبز گردد جویباری ده مرا
میبرم بر آستان اهل دل روی نیاز
تا نگردم منفعل زان در براری ده مرا
خاطرم اکثر بود از نفس بی پروا ملول
تا ز غفلتها کند آگاه، یاری ده مرا
سرخرویی ده مرا و دشمنان را داغ کن
از بهار تندرستی لاله زاری ده مرا
از پریشانی دلم را نیست در یکجا قرار
خاطرم را جمع گردان و قراری ده مرا
تا شود روحم چو شبنم تازه از نظارهاش
چون خط روی جوانان سبزه زاری ده مرا
در گلستان سخن کِلک مرا ممتاز کن
چون گل سوسن، زبانِ آبداری ده مرا
سالها چون سیدا ایمن شوم از حادثات
از لباس عافیت یارب حصاری ده مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از خداوند درخواست میکند که او را مانند بهار پرطراوت و زنده کند. او نیازمند زندگی و سرزندگی است و از خدا میخواهد که دلش را از غفلت و پریشانی نجات دهد. شاعر همچنین از خداوند میخواهد تا دشمنانش را شکست دهد و او را در مسیر سلامتی و آسایش قرار دهد. او آرزو دارد که روحش همچون شبنم تازه و تازهنفس باشد و در گلستان کلامش، قابل تحسین و مورد توجه باشد. در نهایت، او از خدا میخواهد که از حوادث ایمن باشد و برایش حفاظتی از عافیت قرار دهد.