نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

غنچه خسبی باشد از سیر چمن آئین ما

بر سر ما بس بود شاخ گل بالین ما

پای خواب آلود ما در زیر دامن سرمه گشت

کوه در فریاد شد چون کبک از تمکین ما

عکس ما آئینه ها را کرد باغ دلگشا

می توان گلدسته بست از جبهه بی چین ما

متکای ما کف دست است و خصم ما هنوز

سنگ بر سر می زند از حسرت بالین ما

از نوای نغز وا شد در بروی باغبان

حلقه گوشی نشد افسانه رنگین ما

دست خود از بحر احسان کریمان بسته ایم

چشمه آب حیات ما دل خونین ما

سیدا از بس که فکر ما بلند افتاده است

پیش پای خود نبیند خصم کوته بین ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به بیان احساسات و تصویرسازی‌های شاعرانه درباره زندگی و عشق می‌پردازد. شاعر به زیبایی‌های زندگی و مشکلاتش اشاره دارد و از احساس غم و حسرت درونی خود سخن می‌گوید. غنچه‌ها و گل‌ها نمادهایی از زیبایی و شادابی‌اند، در حالی که خواب و سنگینی دل نشان‌دهنده‌ی درد و کمبودهاست. شاعر به طور خاص به قدرت خیال و اندیشه‌های بلند خود اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید دارد که در حالتی از تفرّد و غم، می‌تواند به زیبایی‌ها و جذابیت‌های زندگی نگاه کند. در نهایت، او از محدودیت‌ها و ناتوانی‌هایی که آن‌ها را ایجاد کرده‌اند، سخن می‌گوید و به مبارزه با مشکلات اشاره می‌کند.