شمارهٔ ۱۰ - ماده تاریخ قتل فضل الله نسیمی
عمادالدین نسیمی / اضافات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
شرق و غرب از فتنه یأجوج چون شد پرفساد
تی و میم و واو و ری قد کان جبارا عنید
مظهر لطف الهی، هادی انس و ملک
آن که مثلش کس ندید و هم نخواهد نیز دید
چون به ظلم از ملک شروانش طلب کردند و رفت
بر در آلینجه بود آن نطفه شمر و یزید
خوک و خرس و دیو و دد، مردود ملعون نجس
بد فعال و بد سیر بدبخت و مردار پلید
مستحق لعنت حق، مشرک ملعون سگ
آن که نامش بود میران شاه شیطان مرید
روز آدینه که بد عید مساکین از قضا
ثامن ماهی که خوانندش به تازی ذوالقعید
رفته از تاریخ هجرت بود ذال و صاد و واو
قل کفی بالله یعنی فضل یزدان شد شهید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف فتنه و فساد ناشی از یأجوج و ماجوج در شرق و غرب میپردازد. شاعر با اشاره به ظلم و فساد ناشی از این پدیده، به شخصیتهای تاریخی نظیر شمر و یزید اشاره میکند و آنها را مظهر شر و بدی میداند. همچنین از لطف الهی سخن میگوید که هادی انسانها و ملائکه است و درباره شخصی صحبت میکند که مانند او وجود نداشته و نخواهد داشت. او به ذکر تاریخ یک واقعه خاص میپردازد و در نهایت، بر فضل و رحمت خدا تأکید میکند که در روز عید مستمندان شهید شده است.