شمارهٔ ۴ - مسدس ترکیب نسیمی
عمادالدین نسیمی / اضافات / وزن: مستفعلن مستفعلن
ای شاه تخت «من عرف »
شد نقد طاعاتم تلف
در بقاء بحر لطف
دستم تو گیری از شرف
تا دامنت آرم به کف
یا حضرت شاه نجف
در بند عصیانم اسیر
دارم گناهان کبیر
ای بی مثال و بی نظیر!
الحق تویی شاه و امیر
افتاده ها را دست گیر
یا حضرت شاه نجف!
شاها! ولی و داوری
مردان عالم را سری
هم رهنما و رهبری
ساقی حوض کوثری
هم یاور و هم سروری
یا حضرت شاه نجف!
سلطان و شاه کاملی
دارم به مهرت خوشدلی
شد صبح ایمانم جلی
گویم ز راه مقبلی:
یا شاه مردان! یا علی!
یا حضرت شاه نجف
مقصود ذات آدمی
در محیط اعظمی
هم اعظمی هم اعلمی
موسی ید و عیسی دمی
سلطان هر دو عالمی
یا حضرت شاه نجف!
دشمن ز تیغت سینه چاک
از تیغ غم بادا هلاک
ایمان و مولای تو پاک
دیگر ندارد هیچ باک
آن را که برداری ز خاک
یا حضرت شاه نجف!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به حضرت علی (ع) به عنوان شاه و ولی و راهنمایی بزرگ اشاره دارد. شاعر از او طلب کمک و رحمت میکند و به گناهان خود اقرار میکند، در حالی که از لطف و کرم حضرت علی بهرهمند میشود. او از حضرت میخواهد تا در سختیها و بحرانها دستگیری کند و به راه راستی هدایت نماید. این شعر به مقام و عظمت شخصیت علی (ع) تأکید دارد و از او به عنوان سرور و پشتیبان یاد میکند. شاعری اذعان میکند که با ایمان به علی، هیچ چیزی نمیتواند او را نگران کند و در سختیها به او پناه میبرد.