شمارهٔ ۱۰۵ نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
روح القدس از کوی خرابات برآمد
مشتاق تجلی به مناجات برآمد
خورشید یقین از افق غیب عیان شد
انوار حق از مطلع ذرات برآمد
سلطان ابد سنجق منصور برافراخت
«الحق أنا» از ارض و سماوات برآمد
ای مصحف حق روی تو آن آیت نور است
از سی و دو حرفش علم ذات برآمد
جز روی تو ای آینه صورت رحمان
بر وجه که این شکل و علامات برآمد
ای عابد حق واقف از آن نور خدا شو
کز صورت و روی وثن و لات برآمد
گر منتظر وعده دیدار کلیمی
ای چله نشین وعده میقات برآمد
ای شغل تو در خرقه همه شعبده بازی
زین تخم که کشتی چه کرامات برآمد
بر تخت وجود آن که نشد شاه حقیقی
از عرصه اش آوازه شهمات برآمد
المنه لله که ز حق حاجت رندان
بی توبه سالوسی و طامات برآمد
مقصود نسیمی ز دو عالم همه حق بود
مقصود میسر شد و حاجات برآمد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به توصیف روح القدس و نور الهی میپردازد که از عالم غیب به عالم وجود میآید. در این شعر، روح القدس به عنوان نماد حقیقت و نور الهی معرفی شده و تجلیات الهی در عالم محسوسات بیان شده است. شاعر به ارتباط عمیق انسان با خدا و نور او میپردازد و اشاره دارد که شناخت و علم حقیقی تنها از طریق درک این نور ممکن است. همچنین، او در مورد حقیقت و معنویت در زندگی عابدین و رندان سخن میگوید و به اهمیت انتظار و تحقق وعدههای الهی اشاره میکند. در نهایت، شعر نشاندهنده این است که هدف نهایی همه چیز بازگشت به حقیقت و نور الهی است.