نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۱ نسیمی

عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

عارفان از دو جهان صحبت جانان طلبند

تنگ چشمان گدا ملک سلیمان طلبند

اعتباری نکنند اهل دل آن طایفه را

که نه از بهر لقا روضه رضوان طلبند

بی لب و چشم و رخ و زلف تو ذوقی ندهد

که شراب و شکر و شمع شبستان طلبند

آرزومند تو از جان و دلند اهل نظر

لاجرم وصل دهانت به دل و جان طلبند

من گدای در ایشان که سلاطین جهان

همتی گر طلبند از در ایشان طلبند

گرچه در سفره شاهان بود انواع نعم

لقمه عافیت از خوان گدایان طلبند

صبر بر سرزنش خار جفا چون نکنند

بلبلانی که وصال گل خندان طلبند

خبر از لذت عشق تو ندارند آنان

که نسازند به درد تو و درمان طلبند

حاجت از چشم تو می خواهم و باشد مقبول

حاجتی کان ز چنین گوشه‌نشینان طلبند

شده ام بر سر کوی عدم آباد مقیم

گر نشانی ز من بی سر و سامان طلبند

چون نسیمی ز در یار طلب، حاجت خویش

کاهل دل حاجت خویش از در یزدان طلبند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان تفاوت‌های دیدگاه عارفان و تنگ‌چشمان می‌پردازد. عارفان، از دو جهان به دنبال حقیقت و ارتباط با خدا هستند و عشق الهی را بر هر چیز دیگری ترجیح می‌دهند. در مقابل، تنگ‌چشمان فقط به دنبال منافع دنیوی و لذت‌های زودگذر هستند. شاعر تصریح می‌کند که اهل دل به محبت و وصال معشوق (خدا) نیازمندند و حتی اگر در نزد سلاطین دنیا باشند، آرامش واقعی را در نزد گدایان و عارفان می‌یابند. او همچنین به درد و رنج‌های عاشقان اشاره می‌کند و می‌گوید که کسانی که درک واقعی از عشق ندارند، فقط به دنبال درمان مشکلات خود هستند و از لذت‌های عشق غافلند. در نهایت، شاعر به نیاز خود از درگاه معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که در اوج ناامیدی، همچنان به دنبال نشانه‌ای از اوست.