نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۷ نسیمی

عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دردمندان تو اندیشه درمان نکنند

مستمندان غمت فکر سر و جان نکنند

زمره ای را که بود خاک درت آب حیات

چون سکندر طلب چشمه حیوان نکنند

پیش چشم تو بمیرم که غرامت باشد

جان اگر صرف چنین گوشه نشینان نکنند

سفر کعبه کویت چو کنند اهل صفا

حذر از بادیه و خار مغیلان نکنند

بوی جمعیت از آن حلقه نیاید که در او

ذکر آن سلسله زلف پریشان نکنند

پیش روی تو کنم سجده که ارباب یقین

قبله جز روی تو، ای قبله ایمان نکنند

مفلسان حرم کوی تو از حشمت و جاه

چون نسیمی هوس ملک سلیمان نکنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات و آرزوهای عمیق خود در مورد عشق و زیبایی می‌پردازد. او می‌گوید که درد و رنج‌ام‌دندان نباید به فکر درمان باشند و کسانی که در فقر و مستی هستند نباید به غم‌خوردن فکر کنند. همچنین بر اهمیت و ارزش عشق اشاره می‌کند و می‌گوید افرادی که در دامان معشوقه‌اش هستند، نباید به دنبال چیزهای دیگر باشند. شاعر بیان می‌کند که برای نمایش ارادت و عشق، حاضر است جان خود را پیش پای معشوقه‌اش بگذارد. او به سیر و سفر به کعبه عشق اشاره کرده و می‌گوید که باید از سختی‌ها و موانع دوری کنند. در نهایت، او بر این باور است که تنها سجده و ارادت واقعی باید به معشوقه‌اش باشد و دیگر هیچ چیز ارزشمندتر از این عشق نیست.