نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۹ نسیمی

عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

حق بین نظری باید تا روی مرا بیند

چشمی که بود خودبین، کی روی خدا بیند

دل آینه او شد کو تشنه دیداری

تا همچو کلیم الله بر طور لقا بیند

از مشرق دیدارش آن را که بود دیده

انوار تجلی را پیوسته چو ما بیند

آنرا که چو ما سینه صافی شد از آلایش

در جام دل از مهرش چون صبح صفا بیند

وصف رخ چون ماهت «الله جمیل » آمد

هر مرده در این معنی این نکته کجا بیند

شرح ید بیضا را موسی صفتی باید

کو حیه تسعی را در دست عصا بیند

چون سنبل پرچینش با برگ گل و نسرین

محرم نتواند شد چشمی که خطا بیند

چون جور پریرویان مهر است و وفاداری

خرم دل آن عاشق کز یار جفا بیند

جان در طلب وصلش خواهد که کند فریاد

بو کز لب او هردم صدگونه شفا بیند

هست از کرم درمان، محروم ابودردا

کو درد دل خود را غیر از تو دوا بیند

ای چشم نسیمی را از روی تو بینایی

او را که تو منظوری غیر از تو که را بیند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعر معروفی از شاعر بزرگ ایرانی، حافظ است که در آن به موضوعات عشق، دیدار معشوق و رابطه بین عاشق و معشوق پرداخته شده است. شاعر در این اشعار به اهمیت دیدن و درک حقیقت اشاره می‌کند و به زیبایی‌های معشوق، پاکی دل عاشقان و اشتیاق شدید آن‌ها برای وصال معشوق می‌پردازد. همچنین به مشکلاتی که عاشقانی که نمی‌توانند با دیدن حقیقت روبرو شوند، اشاره می‌کند و از ویژگی‌های خاص معشوق، مانند زیبایی و کمال، یاد می‌کند. در کل، این اشعار تجلی عشق و جستجوی دیدار خداوند و حقیقت در دل عاشقان را بیان می‌کند.