نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۱ نسیمی

عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قبله عشاق عارف صورت رحمان بود

جان و دل در عشق جانان باختن خوب آن بود

پیش روی خوبرویان سجده می آرم، فقیه!

قبله ای کی به ز روی و صورت خوبان بود

زاهد اندر عشق او در باز جان و دل چو من

زان که هر کو عشق او زینسان بود انسان بود

نکته سر خدا در صورت خوبان خفی است

محرم این نکته جان عاشق حیران بود

کی به جان واماند از جانان، بگو ناصح، کسی

عاشق مقتول خود را چون دیت جانان بود

رنج و اندوه فراق عاشق غمدیده را

صورت سبع مثانی وجه او درمان بود

ناصحا فکر من اندر عشق او جان دادن است

کی مرا فکر غم زولانه و زندان بود

عشق می بازد نسیمی تا اثر باشد از او

عشق بازی با جمال دوست جاویدان بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق حقیقی و وصل به معبود، به ویژه زیباترین و کامل‌ترین صورت‌ها و جلوه‌های الهی است. شاعر به زیبایی معشوق اشاره می‌کند و عشق به او را راهی برای رسیدن به انسانی کامل می‌داند. او فراق را دردناک می‌نامد و به سادگی خاطر نشان می‌کند که عشق عاشق را شگفت‌زده و حیران می‌کند. در این میان، نصیحتگری که میان عشق و غم زندگی می‌کند، به درک عمیق‌تری از عشق واقعی دست نمی‌یابد. در نهایت، شاعر عشق را بسان نسیمی می‌داند که اثراتی جاودان بر دل‌ها می‌گذارد.