شمارهٔ ۱۶ نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای شب زلفت که روزش کس نمی بیند به خواب
در تب است از تابش خورشید رویت آفتاب
عالم از نور تجلی کرد نورانی رخت
گرچه زلفت چون شب قدر است و رویت ماهتاب
آن که پیش خط و خالت چون ملک در سجده نیست
باشد ابلیسی که هست از نار حرمان در عذاب
با دم جان پرورت انفاس عیسی بسته نطق
پیش زلف تابدارت گشته مریم رشته تاب
قبله تحقیق من روی تو و وصلت حیات
جنت جاوید من کوی تو و لعلت شراب
طره طرار زلفت سوره رحمان و عرش
غمزه غماز عینت معنی ام الکتاب
هرکه را غیر از تو باشد آرزویی در جهان
تشنه ای باشد که جوید آب حیوان در سراب
کی کند میل نعیم و نعمت دنیای دون
کز لبت نوشیده باشد شربت ناز و عتاب؟
چون وجود غیر ممنوع است و شرکت منتفی است
با جمال خویش باشد حسن رویت را خطاب
در رخت نور تجلی دیده اکنون چون ندید
از لبت جز «لن ترانی » کی بود او را جواب؟
می کند شرح «الم نشرح » نسیمی از خطت
ای رخت «انا فتحنا» از تو شد این فتح باب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و از شباهت زلف معشوق به شب و صورتش به ماه سخن میگوید. شاعر بیان میکند که معشوق، منبع نور و روشنایی است و عشق به او زندگی و جنت جاویدان را به ارمغان میآورد. در کنار این توصیفات، شاعر به معضلات فردی که از عشق دور باشد و دلتنگیاش اشاره میکند. او همچنین ابراز میکند که در حضور معشوق، همه خواستهها و آرزوها کماهمیت میشوند و نیکی و نعمت واقعی در عشق او نهفته است. شاعر در نهایت به این نتیجه میرسد که زیبایی و نور معشوق، بر حقیقیترین و معنویترین تجربیات زندگی حاکم است.