نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰ نسیمی

عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تا هوای طوبی قد تو دارد جان ما

هست منزل آیت «طوبی لهم » در شأن ما

قبله و ایمان عاشق نیست الا روی دوست

تا که هست و بود و باشد قبله و ایمان ما

در ازل چون با تو پیمان محبت بسته ایم

هست چون حسن تو باقی تا ابد پیمان ما

بر سر زلف تو خواهد رفت باز این دین و دل

این دل آشفته حال و جان سرگردان ما

اشک سرخ آمد گواه و زردی رخ شد دلیل

حال ما میکن قیاس از حجت و برهان ما

خواب از آنرو خوش نمی آید به چشم ما که هست

خیل سلطان خیالت روز و شب مهمان ما

وصل رویت گر شبی مهمان ما گردد ز لطف

جنت و فردوس گردد کلبه احزان ما

حال درد خاص ما را با طبیب ای دل مگو

کز طبیب عام نتوان یافتن درمان ما

خسرو انجم به جای خود بود گر بنده وار

بر میان بندد کمر پیش رخ سلطان ما

با نسیمی بوی زلفش می کند هردم خطاب

کای نسیم روح‌پرور زان مایی زان ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و محبت به معشوق پرداخته و از قدرت و زیبایی وجود او سخن می‌گوید. او تأکید می‌کند که تمامی فعالیت‌ها و اعتقادات او حول محور محبوب می‌چرخد و این عشق تا ابد باقی خواهد ماند. شاعری در وصف حالاتی همچون اشک و غم ناشی از دوری معشوق صحبت می‌کند و امید به وصال و سرور ناشی از دیدار او را در دل دارد. همچنین به تمثیل‌هایی چون خواب و نسیم اشاره می‌شود که همگی نشان‌دهنده عمق عشق و وابستگی شاعر به معشوق هستند. در نهایت، شاعر نشان می‌دهد که هیچ طبیبی نمی‌تواند درد عشق او را درمان کند، چرا که این درد خاص و منحصربه‌فرد است.