نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۶ نسیمی

عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

می‌کشد دل یک طرف خط تو کاکل یک طرف

خال مشکین یک طرف زلف چو سنبل یک طرف

بر امید آن که باز آیی تو ای گل! در چمن

چشم بر ره مانده نرگس یک طرف گل یک طرف

هر سحرگه راست کی خسبند مرغان در چمن

ناله من یک طرف، افغان بلبل یک طرف

تا جدا افتاده ام از روی ماهت ای حبیب!

من فتادم یک طرف صبر و تحمل یک طرف

دارد از زلف پریشانت نسیمی صد بلا

بر سر او هم بلا شد باز کاکل یک طرف

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از دل‌دادگی و عشق خود به محبوب صحبت می‌کند. او توصیف می‌کند که دلش در کشمکش است و زیبایی‌های محبوبش، از جمله کاکل و زلف‌هایش، او را شیدا کرده است. شاعر به انتظار بازگشت معشوقه‌اش نشسته و نگران است و احساس تنهایی و غم می‌کند. او همچنین به صدای بلبل و غم و ناله‌اش اشاره می‌کند که همه نشان از دوری و جدایی از محبوب است. در نهایت، او از مشکلات و بلاهایی که از زلف پریشان محبوبش به او می‌رسد، سخن می‌گوید.