شمارهٔ ۱۷۹ نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
من به توفیق خدا، ره به خدا یافتهام
عارف حق شده و ملک بقا یافتهام
در شفاخانه روحالقدس از دست مسیح
خوردهام شربت شافی و شفا یافتهام
اگر از کعبه به بتخانه روم عیب مکن
که خدا را به حقیقت همهجا یافتهام
خاطر از محنت اغیار و دل از رنج خلاص
رستگار آمده از درد و، دوا یافتهام
ذوق عیشی که بدان دست سلاطین نرسد
از وصالت من درویش گدا یافتهام
جز تو کام دگر از هر دو جهانم چون نیست
چه کنم هردو جهان را چو تو را یافتهام؟
شرحِ اوراقِ کُتُبخانهٔ اسرارِ ازل
از خط و زلف و رخ و خال تو وا یافتهام
ناله و سوز دل از آتش عشق است مرا
مکن اندیشه که از باد هوا یافتهام
نیستم منتظر جنت و فردوس و لقا
از رخت جنت و فردوس و لقا یافتهام
در طواف حرم کوی تو ای کعبهٔ حُسن
هردم از مشعر موی تو صفا یافتهام
ای نسیمی ز خیال رخ آن ماه بپرس
کز خیال رخ آن ماه چهها یافتهام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به رحمت و توفیق الهی اشاره میکند که به واسطه آن، به شناخت و نزدیک شدن به خداوند نائل آمده است. او به تجربههای معنوی خود اشاره میکند که در شفاخانه روح القدس از مسیح شفا یافته و احساس آرامش و رستگاری کرده است. شاعر تأکید میکند که خدا را در هر مکان و زمانی یافته و از دردها و رنجهای دنیوی رهایی یافته است. او از عشق به معشوق خود سخن میگوید و بیان میکند که خوشبختی و لذت واقعی را در وصال او یافته است، نه در آرزوی بهشت و نعمتهای آن. در نهایت، شاعر از عشق و زیبایی معشوق خود به شیفتگی و شوق میپردازد و احساسات عمیق خود را در این راستا بیان میکند.