شمارهٔ ۱۸۲ نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
من شاهباز زاده شاه شریعتم
از بهر صید طایر قدس حقیقتم
طاووس باغ انسم و سیمرغ باغ قدس
عنقای برج عزت و شاه شریعتم
لاهوتیم که هم بر ناسوت گشتهام
تا جزء و کل شناسم و هم بعد و قربتم
آری ز ملک تا ملکوتم گذر بود
جبروت منزلم شده لاهوت خلوتم
دانسته ام که مبداء و میعاد من کجاست
اینجا اگر چه پاسی در قید صورتم
آدم نبود و عالم و نه جن و نه ملک
کو کرد ظاهرم چو یم از نور فطرتم
تا آمدم ز عالم علوی در این مقام
دایم از این فراق گرفتار محنتم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق و عرفانی شاعر است. او خود را شاهباز زاده شاه شریعت میداند و به جستجوی حقیقت، یعنی صید طایر قدس، اشاره میکند. شاعر به بالاترین مقامها و زیباییهای معنوی خود اشاره دارد، از طاووس و سیمرغ به عنوان نمادهای پاکی و بزرگی یاد میکند. او در ادامه به کشف وجود خود و ارتباطش با عالم بالا و پایین میپردازد و اینکه چگونه از ملک به ملکوتم رسیده است. او به «لاوت» و «ناسوت» اشاره میکند و میگوید که در این دنیا، علومی چون آدم، جن و ملک وجود ندارند و فقط نور فطرتش را میبیند. شاعر در نهایت بیان میکند که با ورود به این دنیا از مقام علویاش دور شده و در این فراق، از محنتها و مشکلات رنج میبرد. این شعر در کل به مسأله وجود، شناخت و جستجوی حقیقت در زندگی اشاره دارد.