نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۳ نسیمی

عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

من گنج لامکانم اندر مکان نگنجم

برتر ز جسم و جانم در جسم و جان نگنجم

عقل و خیال انسان ره سوی من نیارد

در وهم از آن نیایم در فهم از آن نگنجم

من بحر بی کرانم حد و جهت ندارم

من سیل بس شگرفم در ناودان نگنجم

من نقش کایناتم من عالم صفاتم

من آفتاب ذاتم در آسمان نگنجم

من صبح روز دینم من مشرق یقینم

در من گمان نباشد من در گمان نگنجم

من جنت و نعیمم، من رحمت و رحیمم

من گوهر قدیمم در بحر و کان نگنجم

من جان جان جانم برتر ز انس و جانم

من شاه بی نشانم من در نشان نگنجم

من رکن ضاد فضلم من دست زاد فضلم

من روز داد فضلم من در زمان نگنجم

من مصحف کریمم، در لام فضل میمم

من آیت عظیمم در هیچ شان نگنجم

من سر کاف و نونم، من بی چرا و چونم

خاموش و لاتحرک من در بیان نگنجم

من سفره خلیلم من نعمت جلیلم

من کاسه سپهرم در هفت خوان نگنجم

من منطق فصیحم من همدم مسیحم

من ترجمان جیمم در ترجمان نگنجم

من قرص آفتابم حرف است آسیابم

من لقمه بزرگم من در دهان نگنجم

من جانم ای نسیمی یعنی دم نعیمی

درکش زبان ز وصفم من در لسان نگنجم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حالت‌های وجود و عدم محدودیت شاعر می‌پردازد. شاعر خود را به عنوان یک گنجینه بی‌نهایت معرفی می‌کند که در هیچ مکان و ظرفی نمی‌گنجد. او از برتری خود بر جسم و جان صحبت می‌کند و بیان می‌کند که عقل و خیال انسان نمی‌توانند او را درک کنند. شاعر خود را دریای بی‌کران، آفتاب ذات، و جنت و نعمت می‌نامد و تأکید می‌کند که او فراتر از محدودیت‌های دنیوی است. او در عرصه‌های مختلف وجود، از جمله عشق، علم و رحمت، به عنوان یک حقیقت بی‌نهایت خود را معرفی می‌کند که در هیچ قالبی نمی‌گنجد.