نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۴ نسیمی

عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

چشم مستش به خواب می‌بینم

کار تقوی خراب می‌بینم

دیده را از خیال لعل لبش

ساغر پر شراب می‌بینم

عکس رویش میان دیده مدام

همچو ماهی در آب می‌بینم

پیش زاهد اگرچه عشق خطاست

من عاشق صواب می‌بینم

ساقیا می بیار کز مِیِ تو

همه شب آفتاب می‌بینم

پیش گلبرگ عارضش ز خیال

غنچه را در نقاب می‌بینم

ابروی شوخ و چشم سرمستش

فتنه شیخ و شاب می‌بینم

از خیال رخ و غم زلفش

همه شب ماهتاب می‌بینم

ای نسیمی نوشته بر رخ دوست

شرح ام الکتاب می‌بینم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و دلربایی معشوق و تاثیر آن بر شاعر اشاره دارد. شاعر در تصاویری خیال‌انگیز و نمادین، عشق و شادی ناشی از آن را توصیف می‌کند. او از خواب‌ها و خیالات خود درباره معشوق، همچون لب‌های لعل و چهره‌ای چون ماه، سخن می‌گوید و می‌گوید که حتی در برابر زاهدان، عشق را درست و شایسته می‌بیند. در این بین، اشاره‌هایی به شراب و لذت‌های زندگی وجود دارد که همگی نشان‌دهنده‌ی شادی و شگفتی‌های ناشی از عشق است. شاعر به تأثیر عمیق عشق و زیبایی معشوق در روح و جان خود می‌پردازد و به نوعی از آزادی و شادی ناشی از این احساسات سخن می‌گوید.