شمارهٔ ۲۰۰ نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
صلاح از ما مجو زاهد که ما رندیم و قلاشیم
گهی دُردیکش میخانه گه سرخیل اوباشیم
سر ما چون صراحی کی فرود آید به هر جامی
سبوها پُر کن ای ساقی! که ما رندان از این باشیم
زدم از دیده آب و از مژه جاروب راهش را
در این درگه ندانم گاه سقا گاه فراشیم
همه در جستوجوی صورت و ما در پی معنی
همه در گفتوگوی نقش و ما حیران نقاشیم
اگر جولان کنان آید به میدان آن شه خوبان
به چوگان سر زلفش که از سر گوی بتراشیم
نسیمی! چون غم دنیا ندارد هیچ پایانی
همان بهتر که بنشینیم و می نوشیم و خوش باشیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان حال و هوای رندانه و عمیق شاعر میپردازد. شاعر از زاهدان درخواست میکند که او را قضاوت نکنند، زیرا او نیز مانند دیگران درگیر لذات دنیوی است. او به میخانه و لذتجویی اشاره میکند و به دنبال معنا و حقیقت فراتر از ظواهر است. شاعر از زیبایی و عشق سخن میگوید و میخواهد در این لحظهها زندگی کند و از غمها دور بماند. در نهایت، او نوشیدن و خوش بودن را به جای درگیری و اندوه ترجیح میدهد و تأکید میکند که زندگی باید با لذت و شادی گذرانده شود.