شمارهٔ ۲۰۸ نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای جمالت گشته پیدا در نهان خویشتن
وی رخت گردیده پیدا در عیان خویشتن
در جهان، خود عشق می بازی به حسن روی خود
عاشق و معشوق خویشی در جهان خویشتن
از لب خود در سؤالی و جواب از لفظ خود
با دو عالم در حدیثی از زبان خویشتن
مدتی گنج ظهورت بود در کنج نهان
عاقبت گشتی دلیلی در بیان خویشتن
بار چندی در تفرجگاه ذات پاک خود
حور حسن خویش بودی در جنان خویشتن
تاترا نشناسد اغیاری و هر نامحرمی
در لباس آب و گل کردی روان خویشتن
مدتی شد کو نسیمی از تو میجوید نشان
میندانست آن که یابد از نشان خویشتن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مورد عشق و زیبایی الهی است که در درون خود فرد پنهان شده است. شاعر به تصویر زیبایی اشاره میکند که نه تنها در ظاهر بلکه در عمق وجود آدمی نیز وجود دارد. او بیان میکند که عشق و معشوقی که در درون خود دارد باعث میشود تا به زیبایی و جذابیت زندگی توجه کند. شاعر به گفتگو و تبادل احساسی میان معشوق و عاشق اشاره میکند و میگوید که آگاهی از این عشق و وجود معشوق در دل او، باعث شفافیت و روشنایی در وجودش شده است. همچنین، اشاره میکند که جستجوی خود را آغاز کرده و در پی یافتن نشانهای از معشوق برآمده است.