نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۹ نسیمی

عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به کوی یار می‌باید به چشم خون‌فشان رفتن

که دست خشک نتوان جانب آن آستان رفتن

نشان عشق اگر داری به راه عاشقی می‌رو

که این ره بس خطرناک است نتوان بی‌نشان رفتن

دلا رفتی ز شام زلف سوی ماه رخسارش

همین باشد ره یک‌ماهه را شب در میان رفتن

به کویش می‌روم چون سبز شد خط گرد رخسارش

برآمد سبزه‌ها، خواهم به گشت بوستان رفتن

(قدم در نه به صدق دل اگر در عشق یک‌رنگی

که راه کعبه را مؤمن به صدق دل توان رفتن)

چو شد آهم به کوی او دگر بیرون نمی‌آید

تو را ای اشک می‌باید به کوی او روان رفتن

نسیمی بهر دیدارش رود جنت، عجب نبود

بهشتی صورتی گر هست دوزخ می‌توان رفتن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عشق عمیق و پیگیری معشوق است. شاعر به توصیف مسیری خطرناک و دشوار در عشق می‌پردازد که تنها با صداقت و علاقه واقعی می‌توان آن را پیمود. او اشاره می‌کند که اگر کسی به عشق واقعی دست یابد، باید با اشک و احساساتش به سوی معشوق برود و برای دیدن او تلاش کند. شاعر از زیبایی معشوق و جذابیت راه رسیدن به او سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که عشق واقعی، با تمام سختی‌هایش، ارزش پیگیری را دارد. در نهایت، شاعر به این واقعیت اشاره دارد که عشق می‌تواند انسان را به بهشت برساند، حتی اگر راهش با درد همراه باشد.