شمارهٔ ۲۱۱ نسیمی
عمادالدین نسیمی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
تو رسم دلبری داری و دانی دلبری کردن
ولیکن من ز تو مشکل توانم دل بری کردن
مکن تشبیه رویش را به گلبرگ طری زانرو
که نتوان نسبت آن گل را به گلبرگ طری کردن
اگر داری سر عشقش ز فکر جان و تن بگذر
که کار طبع خامان است فکر سرسری کردن
ز هاروت ار چه آموزند مردم ساحری لیکن
کجا چون مردم چشمت تواند ساحری کردن
دلی کو شد هوادارت تواند دم زد از جایی
سری کافتاد در پایت تواند سروری کردن
بگو صورتگر چین را مکن اندیشه رویش
که نقاش ازل داند چنین صورتگری کردن
خیال شمع رخسارش کسی کو در نظر دارد
نظر باشد حرام او را به ماه و مشتری کردن
سری کز خاک درگاهت چو گردون سربلند آمد
نخواهد گردن افرازی به تاج سنجری کردن
به وصف چشم جادوی تو اشعار نسیمی را
سراسر میتوان نسبت به سحر سامری کردن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی است و شاعر در آن به دلبری و دلربایی معشوق میپردازد. او میگوید که معشوق دارای زیبایی بینظیری است و نمیتوان او را به گلهای معمولی تشبیه کرد. شاعر همچنین تاکید میکند که عشق واقعی نیازمند از خودگذشتگی است و نمیتوان با فکر سطحی به آن نزدیک شد. او به قدری مجذوب زیبایی معشوقش شده که هیچ سحر و جادویی نمیتواند به اندازهٔ چشمان او تاثیرگذار باشد. در نهایت، شاعر بر اهمیت دلبر و عشق تاکید کرده و اشاره میکند که زیبایی و سحر معشوق در ذهن او تبدیل به هنری بینظیر شده است که هیچکس نمیتواند آن را فراموش کند.